غزل مناجاتی جامانده هایی زیارت اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
به نینوای حسین از "شفق" سلام برید سلام خـسـتـهدلـی را به آن امـام بـرید "ز تـربت شـهـدا بـوی سـیـب میآیـد" مرا به دیـدن آن روضـةالـسـلام بـرید شکـسـته بـسته دعای من از اثـر افتاد خبر به حضرت مولا از این غلام برید معاشران! دل من، جای مانده در حرمش مرا دوبـاره به آن مسجـدالحـرام بـرید در آن حریم که هفتاد رنگ، گل دارد به خون نشسته نگاهی بنـفـشهفام برید در آن حریم مقدس، دوباره شیعه شوید به شهر نور رسیدید، فـیض عام برید اگر که علقمه در موجخیز اشک شماست برای ساقی لبتـشنه یک دو جام برید به دستهای عـلـمـدار کـربـلا سوگـند مرا دوباره به پابـوس آن "مـقام" برید به یک اشـارۀ او کـارها درسـت شود در آن "مقام" از این دلشکسته نام برید زبان حال "شفق" شعر"شمس تبریز" است "به روحهای مقـدس ز من پـیام برید" |